فريمان از منظر جغرافياФаремон
دل نوشته و تحقيقات
شماره تماس : ۰۹۱۷۷۶۰۰۵۲۵ ـ ۰۷۶۳۵۲۴۳۱۲۹ با ما تماس بگیرید ـ جمعيت کل جزيره قشم: 98.829 نفر ـ عده مردان جزيره: 49.742 نفر ـ عده زنان جزيره: 49.087 نفر ـ عده کودکان زير يکسال: 2.268 نفر ـ عده کودکان زير پنج سال: 11.800 نفر ـ عده زنان شوهردار (15 تا 49 سال): 16.017 نفر · مهاجرت: علاوه بر جمعيت بومى و ساکن، جزيره قشم داراى جمعيت غيربومى و مهاجر بسيارى است که بهطور عمده در بخشهاى تجارت، بازرگانى، صنايع و معادن، ادارات و دواير دولتى و ارگانها، بانکها، تشکيلات سازمان منطقه آزاد قشم و ديگر بخشهاى خدماتى به فعاليت اشتغال دارند. ضمن آنکه شمار قابل توجهى گردشگر نيز ـ بهويژه در فصلهاى پاييز و زمستان و تعطيلات نوروزى ـ وارد جزيره مىشوند. زبان اصلى مردم قشم، مانند تمام مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و ديگر جزاير، فارسى و براى همه مردم و مسافرانى که به جزيره مسافرت مىکنند قابل درک و فهم است. لهجهى محلى و متداول مردم قشم در شهرها و روستاهاى آن تقريباً يکسان است، با اين تفاوت که اهالى شهر قشم و درگهان به سبب رفت و آمد و دادوستد با مردم ميناب، بندرعباس، پل، خمير، کنگ، لنگه و ديگر بنادر مجاور، با لهجهاى نزديک به لهجه بندرعباسى، مينابى (بندرى)، پلى (بندر پل خمير) صحبت مىکنند و ساکنان روستاى اعماق جزيره به سبب مسافرت به شيخنشينها و هندوستان به زبان عربى هندى نيز آشنايى دارند يا واژههايى از اين زبانها وارد لهجه آنها شده است. بهطور کلى بايد گفت زبان محلى قشمى، آميختهاى از بانهاى فارسى، بندرى، هندى و انگليسى است. دين و مذهب: مردم مهربان شهرستان قشم مسلمان و پيرو مذهب تسنن (شافعى) و تشيع (اثنىعشرى)اند.



ترکيب جمعيتى (طبق سرشمارى آبانماه سال 1385):


زبان و گويش:


از ارتفاعات نگاهم رود اشكي سرازير مي شود ودشت تشنه وبرهوت چهره ام را سيراب مي سازد .
دل بر بلندترين ارتفاع تپش ،آرش وار تير عشق را در چله كمان نهاده وبا تمام قدرت آنرا پرتاب مي كند تا دورترين سرزمينها و مرزهاي نگاه ترا درنوردد وبر تناور ساق گردويي كه بار رضايت ترا بر شاخسار دارد فرود ايد
شبهاي طولاني را تا ارتفاع شب يلدا درانتظارديدارروي ماه تو، به چله مي نشينم وگذر پاي پري وار ترا رصد مي كنم
اما دريغ ودرد كه نقطه ي ديدار نگاه من به قامت دلرباي تورا خسوفي حايل مي گردد كه نور از چشم آسمان مي زدايد وتيرگي را چادري بر تارك ستارگان مي نشاند و با سيراب نگشتن از چشمه ي زلال نگاه تو،سرزمين دلم به كويري تشنه بدل مي گردد ورودهاي روان در رگهاي تنم مي خشكد وبر لبهاي پر تاول من به جاي نغمه ي دل انگيز بلبلان ،زاغ وزغن با نعره هاي واهي تن را به لرزه وا مي دارند.
ابرهاي حامل باران چتري بر دشتهاي تن خشكيده يمان نمي گردند ورعدي گوش فلك را كر نمي كند وبرقي چون دشنه ،سينه ي آسمان را به نور نمي خراشد وبر تپه ي ارزوهاي دوران كودكي من قارچي هم نمي رويد .
از شمال انديشه تا جنوب تفكرم مسايل همچنان لاينحل باقي مي مانندو ديگر اميدي از شرق نظراتم طلوع نمي كند وجهل من درمغرب جهالت غروب نمي كند وديگر باران ويا تگرگي در آسمان خواهش من ،زمين وزمان را درهم نمي كوبد و سيل تپش رها نمي گرددو سينه ي دشت را در نمي نوردد.
بلندطبعي وبلند نظري هاي من جاي خود را به پستي وفرودستي كويري مي سپارند واز انديشه هاي سبز وپر شاخ وبرگ تفكر من جز سرزميني لم يزرع باقي نمي ماند وتلاطم امواج درياها واقيانوسها نيز جز خيال و خاطره اي در ذهن ما بيش نمي ماندودلتاي فريب برلبان رود خانه ها چنان انباشت مي گردد كه از صداقت زلال جويباران وچشمه ساران چهره ي كم فروغي بيش بر جاي نمي ماند .
عرق شرم بر ارتفاعات پيشاني من مي نشيند وبر ويرانه هاي دلم از قطب شمال تا جنوب جغد نشيمن مي گيرد وبر فراز بودن من،كركسها در چرخشند تا آخرين نفسها ورمق مرا به دست باد وحشي و خون اشام بسپارند
تقديمي از پويا (غلامرضا گرجي فريماني )10/8/88
| Design By : Night Skin |






